http://ctrlstd.com/
این روزها دوست قدیمی برای سفر به ایران برگشته است.دغدغه اش بیماری های مقاربتی و ج نسی است و سالهاست که می کوشد تا آگاهی را در زنان و جوانان ایرانی بالا ببرد.همه دوستان سعی داریم با روابط و امکاناتی که...
View Articleامان از بی همزبانی
جملات را برای همکار سایت دیکته می کنم...یکی در میان می پرسد یعنی چی؟اشتهار یعنی چی؟ساری و جاری است یعنی چی؟بادی امر یعنی چی؟شاکله یعنی چی؟شک می کنم من فارسی حرف می زنم یا نه...متن خبرنامه تبلیغاتی را...
View Articleآدم های این شهر
یک آدم هایی هستند توی این شهر که وقتی گذارم به حجره شون میفته ناخودآگاه ساعاتی را همنشین و همکلامشان می شوم.آدم هایی مثل آقای مغازه دارینوشو یا آقای کتابخانه باغ نگارستان ...کسانی که حرف هایی برای گفتن...
View Articleکجا برویم...
آقای محترم با چهل و خورده ای سال بعد از چند ساعت صحبت به نظر معقول رسید.قرار شد همدیگر را ببینیم و حضوری یکدیگر را ارزیابی کنیم.ولی باز هم معضل همیشگی پیش آمد!کجا بریم؟توی کلان شهری مثل تهران کجا بریم...
View Articleضریب هوشی
می دانستم هوش موسیقیایی من زیر خط فقر است ولی نه اینقدر که تازه دیشب توی کنسرت بفهمم که گروه دنگ شو دو تا خواننده اصلی دارد .....
View Articleزیر سقف آسمان
دیروز ظهر باید میرفتم دکتر ، کار ها را جمع و جور کردم و رفتم.بعدش هم اون سر شهر جلسه داشتم.بعدش هم همکارم را باید می رساندم به جلسه دومش.ولی...یکهو دیدم ساعت هفت و نیم شب است.نماز نخوانده بودم.یادم...
View Articleآمدن
سالهای زیادی بود که با رفتن آدم ها مواجه بودم ، حالا به هر نوعی یا بعد مسافتی می گرفتند و یا بعد روحی ..... نمی شود گفت به رفتن ها عادت کردیم ولی دیگر پذیرفته ایم که رفتن ها هم جزیی از زندگی هستند ....
View Articleآخرین ماه تابستانی
تابستان را دوست ندارم...گرمایش را تاب نمیاورممجبورم می کند خانه نشین باشم و توی فضای دربسته...شهریور که می رسد نفس راحتی می کشم که تمام شد...هر چند که تمام شدنش به معنی دو نیم شدن روزهای سال است.اما...
View Articleبازگشت
امروز بعد از 5 سال رفتم یک شرکتی که سالها پیش مدت طولانی کار می کردم.بالطبع خیلی گسترش پیدا کرده و حال و هوایش عوض شده است و تقریبا 80 درصد پرسنل عوض شده اند و با آنها هم که مانده اند دورادور رابطه...
View Articleمامان
از وقتی یادم است اتاق های من توی محل کارم محل تجمع همکاران بوده است.ادمی نبودم که خیلی توی اتاق های دیگران سرک بکشم . از این اتاق به آن اتاق بروم ولی همیشه اتاق من پاتوق همه رقم همکار بوده ، از مدیر...
View Articleیک روز خوب
یک روز خوب روزی است که خودم از خواب بیدار بشوم و نه اینکه بیدارم کنند! یک روز خوب روزی است که وقتی از رختخواب بیرون میام بتونم روی پاهایم راه بروم و نه مثل دو ماه گذشته با هزار مصیبت و چپ و راست شدن و...
View Articleفصلی که تمام شد
یک جای خیلی دور و غریب نشسته ام بین قریبانی که از گوشه گوشه دنیا آمده اند تا کنار هم باشیم ، اینبار مثل بارهای قبلی بهانه از دست دادن و رفتن کسی نیست، صرف دیدن است و کنار هم بودن... تمام نقطه اتصالم...
View Articleدوستی ها
رابطه ما با ادم ها بر اساس کارکردشان شکل می گیرد، کارکردی که برای پاسخ به نیازهای خودآگاه و ناخودآگاه ما بوجود آمده است. این به خودی خود ایرادی ندارد ولی مشکل از زمانی آغاز می شود که ما انسان ها را با...
View Articleموفقیت
فکر می کنم هر از چند گاهی ما هم باید مثل دیکشنری ها معنی لغات را در ذهنمان به روز رسانی کنیم چون با گذر زمان و تغییرات روحیه و دیدگاه ها و زیاد شدن تجربه معنی خیلی چیزها در ذهنمان عوض می شود و نباید...
View Articleقبلا دروغ می گفت یا الان؟
چه جالب ! آمارگیر سایت نشان می دهد در طول چند روز گذشته فقط دو یا سه نفر به اینجا سر زده اند.قبلا بیشتر نبود؟
View Articleروزهای شلوغ
فکر می کنم یک ماهی هست که درست و حسابی خانه نبوده ام، از وقتی برگشته ام برنامه های شرکت یک طرف و برنامه های بازارچه از سوی دیگر منجر به این شده که فقط برای خواب به خانه بیایم. امروز ، اما نه روحی و نه...
View Articleدر این شهر شلوغ
حدود یک ساعت و نیم است که ماشینی با دزدگیرش امانم را بریده است.و من هنوز شرکتم تا مالی شش ماه گذشته را ببندم.کار مالی برای من زجر آور است و هر بار از زیرش در می روم و به همین خاطر هم الان این وقت شب...
View Articleمتن
سه روز است که سعی دارم یک مطلبی را بنویسم و هر بار یا اشتباها صفحه را می بندم و یا صفحه خود به خود بسته می شود!
View Articleشهر من
راستش یک جورایی سعی می کنم خیلی توی شهر نباشم، قدیم ها یکی از دلخوشی هام این بود که توی شهر بچرخم و با خیابان ها و مردم و محله ها صفا کنم ولی الان حس خوبی نسبت به آن ندارم. یکجورایی برایم بیگانه شده...
View Article